X
تبلیغات
بنیاد تدوین رسم‌الخط سیستانی

بنیاد تدوین رسم‌الخط سیستانی

Official website of Foundation for Sistanian Orthography Development

نماهنگ: بازنویسی ترانه «ناهید» از مجموعه اشعار فولکلور سیستان


بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی در راستای گسترش هر چه بهتر نوشتار صحیح سیستانی، از این پس اقدام به انتشار مجموعه نماهنگ هایی بر پایه ترانه های سیستانی (اعم از فولکلوریک و غیر فولکلوریک) می نماید. آنچه در پیش رو دارید نماهنگ مربوط به بازنویسی ترانه «ناهید، مرو وه باله» می باشد که از طریق کانال زارایا در وبسایت آپارات بصورت آنلاین قابل مشاهده می باشد. جهت دانلود مستقیم نیز می توانید اینجا را کلیک کنید. 



برچسب‌ها: بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی, دانلود آهنگ سیستانی, ترانه سیستانی ناهید, کلیپ به زبان سیستانی, زارایا
+ نوشته شده در  92/12/06     | 

زبان سیستانی را چگونه می‌توان به دقت ثبت کرد؟




مهرداد مهربان، هنرپژوه، مترجم، موسیقی دان و از پایه گذاران رادیو نیزار (صدایی در گستره فرهنگ و هنر سیستان و بلوچستان) نوشتاری را در مداقه به مقاله «لاتین یا عربی؛ زبان سیستانی را با کدام خط باید نوشت؟»، کاری از بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی، به رشته تحریر در آورده اند که مطالعه آن در جهت غور و تعمیق در چالش های جاری پیرامون تدوین رسم الخط واحد برای زبان سیستانی، خالی از لطف نخواهد بود:


حسن نوشته‌ی حامد صوفی در اینست که بدون پیشداوری نوشته شده و کوشیده مسأله را از جوانب گوناگون ببیند، و گرچه صریحاً رسم‌الخط فارسی را برای سیستانی توصیه می‌کند، اما در این رابطه حکم قطعی نمی‌دهد، یعنی کم و بیش به یک نسبت به امتیازهای استفاده از خط‌های فارسی و لاتین اشاره دارد. آنچه جایش در مقاله خالی‌ست، نمونه‌هایی از چند واژه‌ی دشوار و یا غلط‌انداز سیستانی‌ست که به هر دو خط نوشته شده باشد تا بتوان در مقایسه‌ی آنها با یکدیگر نظر داد که کدامیک بهتر و راحت‌تر تلفظ دقیق واژه‌های سیستانی را می‌رساند.

برای تعمیق گفت و گو، بد نیست اگر من در اینجا روشی دیگر در پیش بگیرم، یعنی بکوشم نارسایی‌های خط فارسی را برجسته کنم و سپس پیشنهادی بدهم. این نارسایی‌ها را بسیاری از صاحبنظران در اینجا و آنجا تذکر داده اند و شمارشان چنان زیاد است که چندین و چندین صفحه لازم خواهد بود اگر بخواهیم همه‌ی آنها را برشمریم. نارسایی‌های خط فارسی از ویژگی‌های آن ناشی می‌شود که می‌توان آنها را چنین خلاصه کرد: یک نویسه برای نشان‌دادن چند آوا به کار می‌رود، مانند نویسه‌ی «و» در واژه‌های واج، کوه، تو؛ چند نویسه برای نشان‌دادن یک آوا به کار گرفته می‌شوند، مانند نویسه‌های «ص»، «ث»، «س»؛ عملاً برخی از آوا‌ها با هیچ نویسه‌ای نشان داده ‌‌نمی‌شوند و باید آنها را حدس زد، مانند زیر، زبر و پیش؛ برخی از نویسه‌ها شکلهای نوشتاری ثابتی ندارند: مانند «غ» که در جاهای مختلف به‌ شکل «غـ»، «ـغـ»، «ـغ» نیز نوشته‌می‌شود؛ به دلیل تغییر تلفظ در گذر زمان، برخی از نویسه‌ها دیگر نشان‌دهنده‌ی آوایی نیستند، مانند «و» در واژه‌ی خواهر و خویش... .

برای مطالعه‌ی بیشتر در زمینه ی خط فارسی، می‌توانید «درآمدی بر آشنایی با خط فارسی» نوشته ی علی صابونچی را بخوانید.

واقعیت اینست که ما حتی اگر مانند قرآن زیر و زبر و پیش و دیگر نشانه‌ها را در نوشتن زبان فارسی به کار ببریم، باز نمی‌توانیم تلفظ دقیق واژه‌ها را نشان بدهیم. برای نمونه، اگر من بنویسم «دو»، هرگونه نشانه‌ای هم که روی دال و واو بگذارم، باز شما نمی‌توانید مطمئن باشید که منظورم عدد بعد از یک است یا اسم از فعل دویدن. حال آنکه با استفاده از خط لاتین، امکان غلط‌اندازی به صفر می‌رسد، چون یکی را do می‌نویسم و دیگری را dow ... نیز خط فارسی دو نارسایی مهم دیگر هم دارد، یکی اینکه برخی از حرفها می‌توانند به یکدیگر بچسبند و برخی نمی‌توانند، دودیگر اینکه حرف بزرگ ندارد تا بتوان به این یا آن منظور خاص در آغاز واژه گذاشت.

درواقع تنها دلیل معتبری که توجیه می‌کند چرا ما به استفاده از خط عربی برای نوشتن زبان فارسی ادامه می‌دهیم اینست که قرنهاست چنین می‌کنیم، و حجم نوشته‌ها و هنرهای خطی‌مان چنان زیاد شده که تغییر خط را اگرنه ناممکن دستکم نامطلوب و زیانبار می‌کند و با خطر «گسست تاریخی» همراه است. اما همانطور که می‌دانیم و حامد جان هم در نوشته اش اشاره کرده، زبان سیستانی چندان سابقه‌ی نوشتاری ندارد، یا مقدار نوشته‌هایش آنقدر نیست که نتوان آنها را به خط لاتین بازنویسی کرد.

حال اگر دلایلی را که حامد در مقدم بودن خط عربی بر خط لاتین برشمرده بازخوانی کنیم، می‌بینیم که همگی کم و بیش جنبه‌ی «پراتیک» دارند، یعنی به «راحتی» کاربران در وضع موجود مربوط می‌شوند، نه اینکه واقعاً از دیدگاه علمی ثابت کنند که خط عربی بهتر از خط لاتین می‌تواند تلفظ دقیق واژه‌های سیستانی را برساند. راستش را بخواهید، برای منی که زبان مادری‌ام سیستانی نیست و آشنایی عمیقی با آن ندارم، پی بردن به تلفظ دقیق یک واژه‌ی سیستانی از طریق خط لاتین به‌مراتب آسان‌تر است.

از اینها که بگذریم، با این نظر حامد جان همسو نیستم که «بخش عمده ای از واژگان سیستانی تنها صورت دگرگون شده ای از واژگان فارسی و عربی» است. اگر چنین بگوییم، به‌طور ضمنی گفته ایم که بخش عمده‌ی واژه‌های سیستانی از زبان دری و عربی مشتق شده، حال آنکه به گمان من به‌هیچوجه چنین نیست، چرا که ساختار تلفظ و دستور زبان سیستانی، با توجه به کشفیات سده‌های اخیر در مورد زبانهای باستانی ایران، ثابت می‌کند که بسی کهن‌تر از زبان دری‌ست. بی‌تردید سیستانیان هم مانند هر قوم دیگر ایرانی، از زبانهای دری و عربی تأثیرات و وامهایی گرفته اند، اما اگر گویش رنگ‌باخته و گاه فارسی‌شده‌ی برخی از سیستانیان و به‌ویژه شهرنشینان را معیار قرار ندهیم، یعنی اگر معیارمان را سیستانی اصیل و به‌ویژه هامونی قرار دهیم، پی می‌بریم که سیستانی گرچه با دری همخانواده است، اما در تلفظ و دستور زبان استقلال خاص خودش را دارد، و استفاده از خط فارسی، بیش از آنکه به احیای اصالتش کمک کند، ممکنست موجب شود که بسا از واژه‌های اصیل سیستانی بیش از پیش رنگ و بوی دری به خود بگیرند.

حامد جان در نوشته اش به «تجربه‌ی موفق» دیگر مردمان در به کارگیری خط عربی اشاره کرده، من اما نمی‌دانم که این تجربه آیا واقعاً «موفق» بوده یا نه، چون دقیقاً متوجه نمی‌شوم که منظور از «موفقیت» در اینجا چیست. همینقدر می‌دانم که من دری‌زبان، وقتی کسی سیستانی یا بلوچی یا کردی حرف می‌زند، کم و بیش می‌فهمم چه می‌گوید، اما وقتی نوشته‌ای از این زبانها به رسم الخط عربی می‌بینم، تقریباً هیچ از آن نمی‌فهمم چراکه ذهنم شدیداً این خط را به زبان دری و عربی پیوند زده، و ناخودآگاه به دنبال کلمات «آشنا» می‌گردم. با کمی اغراق می‌توانم بگویم که برای من، زبان سیستانی به خط فارسی همانقدر غریب می‌نماید که زبان فرانسوی به خط عربی! در تجربه‌ای هم که با برخی از دوستان سیستانی داشته ام دیده ام که خودشان هم در خواندن زبان سیستانی به خط فارسی آنقدرها راحت نیستند، به‌خصوص که فعلاً رسم‌الخط ثابتی هم هنوز مرسوم نشده است.

یکی از ویژگی‌های مهم واژه‌های سیستانی وجود دو صامت در آغاز واژه و ظرافت مصوتهاست که گاه با یکدیگر تفاوتی جزئی دارند که در عین حال در معنا تغییر مهمی می‌دهد. رسم الخط عربی که قادر نیست مصوتهای ساده‌ی زبان دری را به‌خوبی نشان دهد، چگونه خواهد توانست «مسأله‌ی بغرنج نمایش مصوت‌های سیستانی» را حل کند؟ حامد پاسخ می‌دهد: «تا حدودی»! یعنی خودش هم از نقص آن آگاه است. پس چرا رسم الخطی در پیش بگیریم که از هم اکنون می‌دانیم هر اندازه هم آن را تصحیح کنیم باز مشکلمان را کاملاً حل نخواهد کرد؟ آیا با رواج دادن رسم‌الخط فارسی برای زبان سیستانی، به‌تدریج صامت‌های آغازین را مصوت نخواهیم کرد؟ و آیا مصوت‌های سیستانی را شبیه مصوت‌های دری به زبان نخواهیم آورد؟ مثلاً همین واژه‌ی «سیستونی» در تصویر، با این طرز نگارش خیلی بیشتر ما را به لهجه‌ی تهرانی راهنمایی می‌کند تا به گویش سیستانی!

در مقابل، دستکم از دیدگاه تئوریک، استفاده از خط لاتین همراه با افزودن نشانه‌های بین‌المللی برای تدقیق مصوتها و صامت‌ها می‌تواند همه‌ی مشکلات تلفظی را برطرف کند و به ما اجازه دهد که غنای زبانی سیستانی را در شکل نوشتاری پیاده کنیم و نمایش دهیم. البته تأکید می‌کنم، از لحاظ تئوریک، چون از جنبه‌ی پراتیک، رواج دادن خط لاتین می‌تواند با موانع فراوانی رو به رو شود. درواقع، هرچه بیشتر می‌اندیشم، به‌نظرم می‌رسد که تنها عیب خط لاتین همیسنت که در سیستان و دیگر جاهای ایران رایج نیست یا بسیار کمتر از خط فارسی رایج است. این عیب اما ماهوی نیست، یعنی برطرف‌شدنی‌ست، چون با گسترش رسانه‌های مدرن و ارتباطات جمعی، روز به روز بر تعداد کسانیکه با این خط آشنایی پیدا می‌کنند بیشتر می‌شود. استفاده از خط لاتین در عین حال با سهولت بیشتری زبان سیستانی را در دسترس دیگر مردمان جهان قرار خواهد داد.

البته برخی از صاحبنظران گفته اند که ما در گذر زمان با شکل نوشتاری واژه‌ها به خط فارسی پیوندی عاطفی برقرار کرده ایم، و برای نمونه شکل نوشتاری «عشق» چنان برایمان آشناست که اگر مثلاً آن را «ešq» بنویسیم در نظرمان بیگانه خواهد شد. پاسخ من به‌سادگی اینست که «نظر» ما چندان اهمیتی ندارد، آنچه مهم است، گوش ماست، زیرا زبان، به‌ویژه در فرهنگ ایرانی، اساساً و عمدتاً پدیده‌ای «شفاهی» است، یعنی گفتاری و شنیداری، و نوشتار همانا فرعی‌ست که ما قرنها به آن اهمیتی نمی‌دادیم، و گرچه کم و بیش پانزده قرن است که به آن اهمیت می‌دهیم، اما انقلاب فنی مدرن و پیدایش رسانه‌های نوین موجب خواهد شد که به‌تدریج نوشتار در مقایسه با گفتار و شنیدار حالت فرعی سابقش را باز یابد. منظورم را ساده‌تر بگویم: من جزو آن کسانی هستم که یقین دارند استفاده از نوشته و دفتر و کتاب رو به کاهش گذاشته و انسان آینده سرانجام نوشتار را به بایگانی تاریخ خواهد سپرد.

بنابراین، اگر از من بپرسید که بهترین راه حفظ و آموزش زبان سیستانی کدام خط است، پاسخ خواهم داد: در حقیقت، هیچ خطی، گرچه خط لاتین از دیدگاه علمی بهتر است، و خط فارسی، از دیدگاه عملی. راه حل حفظ و گسترش زبان سیستانی، و هر زبان دیگری که امروزه در معرض فراموشی تدریجی و یا آسیب‌پذیری از زبانهای دیگر است، نه چندان در یافتن رسم‌الخط بلکه در حفظ و گسترش شفاهی آن است، و خوشبختانه در این زمینه، فناوریهای مدرن ابزارهایی ساده و خطاناپذیر در اختیار ما می‌گذارد. کافی‌ست آستین همت بالا بزنیم و در کنار «بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی»، یک «بنیاد ثبت صوتی» زبان ایجاد کنیم، یعنی به میان مردم اصیل سیستان برویم و سخن‌گفتنشان را ضبط کنیم، و سپس، بر اساس آن ضبط‌ها، زیر نظر زبان‌شناسان کارکشته‌ای، چنانکه پیام سیستانی، و به کمک گویندگان باتجربه و ماهری، چنانکه معصومه آتش‌فراز، به‌تدریج یک فرهنگ لغت صوتی بسازیم و در آن حتی روایت‌ها و لهجه‌های مختلف سیستانی در تلفظ یک جمله یا واژه را نیز به ثبت برسانیم.

امیدوارم این نگاه متفاوت و این «دگر اندیشی» موجب غنای اندیشه و گفت و گو در زمینه‌ی خدمت به حفظ و گسترش فرهنگی سیستان و یافتن راه‌هایی عملی و علمی برای ثبت زبانش شود.


مهرداد مهربان/ استراسبورگ/ پائیز 92.


برچسب‌ها: زبان سیستانی, مهرداد مهربان, حامد صوفی, رسم الخط سیستانی, علی صابونچی
+ نوشته شده در  92/09/28     | 

مشق نخست: بازنویسی غزل «پاطی» سروده ای از «ماشاءالله خلیلی»



پیشترها نیز اذعان داشتیم که رسم الخط پیشنهادی بایستی در ابعاد گونه گون نوشتاری یک زبان کارآمد و کار آزموده باشد؛ از این رهگذر، متون ادبی و بالأخص اشعار موزون از مهم ترین ایشان بودستی.

آنچه در پیش رو دارید بازنویسی غزل عاشقانه ای از شاعر خوش ذوق سیستان «ماشاءالله خلیلی» با عنوان «پاطی» می باشد. فایل صوتی سرایش این شعر از زبان خود شاعر که در اختتامیه مراسم هفته فرهنگی سیستان و بلوچستان در سالن همایش های برج میلاد (فروردین نود) اجرا گردید، از اینجا در دسترس می باشد. لازم به ذکر است ترجمه فارسی این شعر نیز توسط خود شاعر صورت پذیرفته است که در وبلاگ شخصی وی موجود می باشد.

متون به رنگ قرمز، نگارش پیشنهادی توسط خود شاعر می باشد که از وبلاگ شخصی وی به عینه آورده شده است.  متون به رنگ آبی، رسم الخط پیشنهادی بر اساس اصول مدون در این پایگاه می باشد. نکات تکمیلی در ضمن شماره گذاری های درون متنی، در ادامه ارجاع داده شده اند.



یگ دشت پر گل بونو فاطی سر نوور

یگ دشتئ (1) پر گل بو نو پاطی (2) سر نوور


هی دل م وجل جل بونوفاطی سرنوور

إی دل مه وه (3) جول جول (4) بو نو پاطی سر نوور


چترچیندنولب گلکه انارتروتازه

چتر چینده نو (5) لب گلکئ (1) انار تر و تازه


چش چش ما گل بونو پاتی سر نوور

چشک چش مآگل بو نو پاطی سر نوور


دژک داده سر چادر خ ور پس گرد

دژگ داده سر چادر خوا ور پس گردهء (6)


یگ تشت پر جل بونو فاطی سر نوور

یگ تشتئ (1) پر جول (4) بو نو پاطی سر نوور


بدیل پس دوال ک کم داد وافتو

بدیل پس دئوالئ (1) که کم داده وه افتؤ


چش بستنو دل شل بونوفاطی سر نوور

چش بسته نو دل شل بو نو پاطی سر نوور


ریش چپه سبیل سیخ وپس گوش غلمرضا

روشّ چپّه، سبیل سیخ وه پس گوش غلومورضا


رو لنگته کاکل بونو فاطی سر نوور

رو لونگوته کاکل بو نو پاطی سر نوور


دیگدو پر لچوبونوچاجوش ژر اوک

دئگدو پر لئچو بو نو چآجوش پر اؤکه


رو کته وقل قل  بونو فاطی سر نوور

رو کوتّه وه قل قل (4) بو نو پاطی سر نوور


چش چش اهو ک خدا دادوپاتی

چشک چش آهو (7) که خدا داده وه پاطی


کنجه ترس زابل بونوفاطی سرنوور

کنجه ترس زابل بو نو پاطی سر نوور


چترونتو بوجلونگ ک گل دادوپالیز

چترون تو بو جئلونگئ (1) که گل داده وه پالئز (5)


چنگ م پر گل بونو فاطی سر نوور

چنگ مه پر گل بو نو پاطی سر نوور


واموند دن پسرک ک از شهر در اومد

وا مونده دن پسرکئ (1) که از شهر (7) در اومده


گوچه پویو در چل بونو فاطی سرنوور

گوچه پویو در چول بو نو پاطی سر نوور



1.    «دشت، تشت، دئوال، جلونگ، پسر و گل» در این شعر، اسامی نکره می باشد؛ فلذا به همراه «ئ نکره ساز» می آیند.

2.    پاتی و فاطی به صورت «پاطی» یکدست شده اند؛ از جهت آنکه اصالت معرب واژه هم حفظ شود، ذکر حرف «ط» ضروری می باشد.

3.    متذکر شده بودیم که واژگان پرکاربردی از قبیل «من، به» به صورت «مه، وه» به کار بروند.

4.    واژگان جول (رخت) و جول جول (وول خوردن) از آنجائی که فاقد صورت مشابه و مصطلح در فارسی می باشند، با حفظ «واو ضمه نگار» ثبت می شوند. این در حالی است که واژه قل قل (جوشیدن) که به همین معنی نیز در فارسی مراد می شود، بدون واو ضمه نگار نگاشته می شود؛ چه آنکه اساساً در ثبت واژگان سیستانی، رویکرد کلی ما بر تبعیت حداکثری از صورت احتمالی واژگان در فارسی معیار می باشد.

5.    رسم الخطی که تمایز دستوری بهینه ای برای واژگان قائل شود از ارجحیت برخوردار است؛ هم از این روست که عبارت «چیندنو» بهتر است به صورت متمایز تر «چینده نو» نوشته شود. همینطور است ارجحیت عبارت «داده وه پالئز» بر «دادوپالیز».

6.     در ضبط فتحه کشیده در انتهای واژگان از خوشه واجگانی «هء» بهره می بریم.

7.    اگرچه پرواضح است که حرف «ه» در زبان سیستانی محلی از اعراب ندارد، با این حال در پاره ای موارد جهت پرهیز از کژتابی می توان بنا بر سلیقه شخصی، اقدام به درج این حرف نمود.


بنیاد تدوین رسم الخط سیستانی

آذر 92.




برچسب‌ها: شعر به زبان سیستانی, رسم الخط سیستانی, ماشاالله خلیلی, پاطی, هفته فرهنگی سیستان و بلوچستان
+ نوشته شده در  92/08/24     | 

لاتین یا عربی؛ زبان سیستانی را با کدام خط باید نوشت؟



حامد صوفی


در بحث از تدوین رسم الخط سیستانی، در نخستین گام به ضرورت برگزینش یک الفبای نوشتاری کارآمد و در تناسب با روح زبان سیستانی بر می خوریم. در این بین زبان های نوشتاری لاتین و عربی، دو منبع الهام بزرگ و از گزینه های اصلی مورد توجه برای نوشتار سیستانی خواهند بود، چه آنکه اکثریت مخاطبین این زبان از آشنایی و تسلط نسبی نسبت به هر دوی الفبای لاتین و عربی برخوردار می باشند.

با احتساب ریشه های تاریخی زبان سیستانی و تعلق آن به خانواده زبانهای هندواروپایی، پر بیراه نخواهد بود اگر در نگاه نخست، نوشتار لاتین را مورد توجه واقع دهیم، چه آنکه بر خلاف زبان عربی که به خانواده زبانهای سامی تعلق دارد، زبان لاتین همبستگی تاریخی و قرابت خانوادگی بیشتری را با زبان سیستانی نشان می دهد. مضاف بر این، امکانات نوشتاری الفبای لاتین برای نمایش انواع مصوت های گریزپای زبان سیستانی، بهینه تر و توانمندتر خواهد بود.

در دسترس نبودن نوشتارهای کهن به زبان سیستانی، خطر گسست تاریخی را با سابقه مکتوب این زبان (به واسطه برگزینش الفبای لاتین) مطرح نمی سازد (مسئله حائز اهمیتی که همینک برای زبانهای دارای سابقه نوشتاری کهن - همانند فارسی، تاجیکی، ترکی، ترکمنی و کردی - مطرح می باشد). دیگر آنکه مجهز بودن غالب وسایل ارتباط جمعی به الفبای لاتین، امتیازی دیگر برای برگزینش چنین نوشتاری خواهد بود.


با این حال، دلایل متعددی در میان است که انتخاب الفبای عربی را بر الفبای لاتین برای زبان سیستانی مقدم می سازد:

-    غالب سیستانیان (همانند دیگر ایرانیان) آشنایی بیشتری با الفبای عربی دارند و الفبای لاتین در بهترین حالت خود، برای نسل های جوان تر قابل رقابت با الفبای عربی خواهد بود.

-    بر اساس سیستم آموزشی ایران، آشنایی دانش آموزان با الفبای عربی بسیار سریع تر از الفبای لاتین رخ می دهد؛ این امر به معنی نفوذ گسترده تر و فوت وقت کمتر در فراگیری رسم الخط سیستانی مأخوذ از الفبای عربی خواهد بود.

-    بخش عمده ای از واژگان سیستانی تنها صورت دگرگون شده ای از واژگان فارسی و عربی می باشند، این گزاره بدین معنی است که سرعت خوانش این واژگان در رسم الخط سیستانی مأخوذ از الفبای عربی بالاتر خواهد بود. این مسئله به خصوص در کتابت متون طولانی، از حیث اهمیت دو چندان برخوردار می شود و در این خصوص، رسم الخط واجد سرعت خوانش بالاتر، ارجحیت و تقدم بیشتری می یابد.

-    سابقه کتابت به نوشتار سیستانی اگرچه تنها به کمتر از سه دهه قبل باز می گردد، با این وجود نگاه اجمالی به همین موارد مکتوب نیز بیانگر تمایل بیشتر نویسندگان سیستانی به رسم الخطی مأخوذ از الفبای عربی می باشد.

-    تجربه موفق دیگر اقوام ایرانی در به کارگیری رسم الخطی مأخوذ از الفبای عربی، در امر تدوین رسم الخط سیستانی نیز الهام بخش می باشد. در این میان می توان به رسم الخط های کاربردی اردو، بلوچی، کردی و گیلکی اشاره داشت.

-    با اندکی اصلاحات در نظام نوشتاری عربی می توان مسئله بغرض نمایش مصوت های سیستانی (بالأخص مصوت های کشیده و واو و یای مجهول) را تا حدودی بر طرف ساخت.
 
-    باید متذکر شد که نوشتار عربی در اصل به نوشتار آرامی برمی گردد که پیش از نفوذ اعراب به ایران و در عهد هخامنشیان مورد کاربرد بوده است. مداقه در این امر، پیشینه بسیار کهن تر کاربرد چنین نوشتاری را در میان ایرانیان نشان می دهد.


با احتساب مجموع آنچه گفته شد می توان به یک دورنما و چشم انداز جدید در تدوین رسم الخط سیستانی دست یافت: در کوتاه مدت، رسم الخطی مأخوذ از الفبای عربی توجیه بیشتری در این جهت می یاید؛ با این حال در بلند مدت می توان به رسم الخطی مأخوذ از الفبای لاتین نیز چشم داشت.



منابع و مآخذ:

-    برجسته دلفروز، بهروز. واژه نامه ریشه شناسانه و تطبیقی گویش سیستانی. پایان نامه فوق لیسانس. دانشگاه شیراز، ۱۳۷۲.

-    ایوبیان، عبیدالله. فرهنگ کردی. نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان. دوره اول، سال 1343، شماره 1.

-    بیانی، مهدی. نظری به تکامل خط اردو. نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. سال پنجم، مهر و دی 1336، شماره 1 و 2.

-    پروفسور نظام کالج، سید محمد علی. گلچینی از دیرینه ها: خط لاتین برای فارسی؛ خطابه آقا سید محمدعلی پروفسور نظام کالج. نامه فرهنگستان، پاییز 1387، شماره 39.

-    محمدی خمک، جواد. واژه نامه سکزی. تهران. سروش، ۱۳۷۹.

-    یاری، سیاوش. سیر تحول خط در ایران. رشد، آموزش تاریخ. بهار 1383، شماره 14.





برچسب‌ها: تدوین رسم الخط سیستانی, حامد صوفی, ریشه زبان سیستانی, نوشتار سیستانی به عربی و لاتین, نوشتار آرامی
+ نوشته شده در  92/03/18     | 

چهار قاعده پیشنهادی اولیه برای رسم‌الخط سیستانی


پیش از آنکه به تبیین جزئیات کامل نوشتار پیشنهادی سیستانی پرداخته شود، لازم می نماید که در بدو امر پاره ای از قواعد اولیه و مهم تنظیم شده توسط بنیاد به طور اختصار بیان گردد؛ هم از این روست که در این جلسه، اقدام به توضیح چهار قاعده بنیادین در رسم‌الخط سیستانی خواهیم نمود. 


1. در نوشتار سیستانی خواهیم کوشید از نزدیک ترین صورت نوشتاری ممکن به نوشتار فارسی بهره ببریم؛ مثال هایی چند در این باب: 

فارسی / سیستانی:

طفل / طلف

قفل / قلف

صندوق / صندوخ

ذوق / ذوخ

غبغب / بغبغک

تنور / تندور

اسب / اسپ


در سایر مواردی که صورت نوشتاری فارسی مشابه رایجی برای واژگان سیستانی نجستیم، از درج حروف دخیل «ث - ص / ذ - ض - ظ / ع / ق / ط» پرهیز خواهیم کرد؛ مثال هایی چند در این باب:

فارسی / سیستانی:

یونجه / سوست

تازیانه / غمچؤ

سوسک/ توتّک

شعله / زرونه


2. به نحوه نوشتار حروف اضافه و واژگان پرکاربرد زیر در زبان سیستانی خوب دقت کنید:

فارسی / سیستانی:

به / وه

با / خئ

برای / ور

را / ره - ـه

هم / أم - ء

پس / نفه

یا / یا - آ

هر / أر

خود / خود - خوا

که / که - خا


مثال هایی چند  در این باب:

فارسی / سیستانی:

به تو چه؟ / وه تو چّی؟

با من نمی سازی! / خئ مه نمسازی!

برای تو آوردم / ور تو آردا

کتاب رو بنداز بیرون / کتابه پرنک بورو

خونه رو نگاه کن / خونه ره سئ کو

منو هم ببین / منه ء سئ کو

پس علی رو هم دیدی / نفه علی ره ء بدیدی

منو یا علی رو؟ / منه یا علی ره؟

یا اگه می خواهی تو رو هم ببرم؟ / آ اگه مخوایی تره ء برو؟

هر وقت رفتی / أر دم برفتی

خودت رو ببین / خودخوا سئ کو

من که دیگه ذله شدم / مه خا دگه ذلّه شدو


3. بر خلاف نوشتار فارسی که میل به حذف تشدیدها دارد، در زبان سیستانی اصرار ویژه ای بر درج تمامی تشدیدها خواهیم داشت؛ نمونه هایی چند از این دست: 

فارسی / سیستانی:

من که شک دارم / مه خا شکّ مدونو

ذله شدم / ذلّه شدو

فرو رفتم / غوطّ بزدو

لگنم ضرب دید / کچّ مه تپّ خوا

سیلی زد / چتّ بزه 


4. به صرف ضمایر و چندی از کاربردهای مختلف آنها خوب دقت کنید:

فارسی / سیستانی

من / مه

تو / تو

اون / او

ما / مأ - منتو - مشمأ

شما / شمأ

اینها / ایشو

آنها / اوشو


من رو / منه

تو رو / تره

اون رو / اونه

ما رو / مأ ره

شما رو / شمأ ره

اونها رو / اوشنه ره


توجه: بنا به دلایل زبانشناختی، اصرار بر ذکر معادل های عامیانه فارسی در مثال های کاربردی نموده ایم؛ چرایی این مسئله در جلسات بعدی بیشتر تشریح داده خواهد شد.

دو دیگر آنکه قواعد پیشنهادی در بدو فعالیت بنیاد، قواعد پیشفرض و اولیه می باشند؛ این بدین معنی است که بی گمان پاره ای از این قواعد در افق بلند فعالیت بنیاد، حالت تخفیف یافته و امتزاجی به خود خواهند گرفت؛ هم از این روست که به عنوان مثال انتظار می رود عبارات «اوشنه ره» و «مشمأ ره»، در گذر زمان به صورت مخفف «اوشنره» و «مشمره» در آیند.


بنیاد تدوین رسم‌الخط سیستانی

آخرین بازبینی: 17 خرداد 1391




برچسب‌ها: بنیاد تدوین رسم‌الخط سیستانی, قواعد رسم‌الخط سیستانی, تشدید در زبان سیستانی, ضمایر در زبان سیستانی
+ نوشته شده در  92/03/01     | 

در چاردوگرد لبظ سیستونی




گپ کپرگی نیه اگه بگو لبظ سیستونی غریب ترین و مظلوم ترین لبظ ایرونی بشه. شمه سئ کنه منا لبظه ئ ایرونی ور خوا رسم الخطئ ره جا پرونده نو ور خوا ویکی پدیا مستقلئ دارا شته؛ در ای شرایط استه که سیستونیگو باسته که بشترک تلاش بکنه نو بشترک دور و پش لبظ خوا دشته بشه.


خئ تلاشه ئ ادبی و زبانشناسی کلونون مشمه از سون رئیس الذاکرین و عمرانی و خمک و سیستانی و سرحدی و ... بودده که ته ای دم، زوون رشید مشمه سرپو مونده نو شیری تئرکه شته؛ ور مشمه استه که در ای زمونه، لبظ خوا وه دروستی ته بالا بکنه نو خئ کلونون خودخوا یاوری دشته بشه.

قصت مه از ای گپّ و خراس، ای نیه که ناسیسونالیسم و شوونیسم دست و پو شکسته نو پیره جوتّئ ره وه شمه علم کنو، مه مخوائو بگو آلا که لبظ توناک مشمه متره که در عمیق ترین مباحث ادبیات و علوم انسانی غوطّه بزنه نو خودخوا شونی بدیه، ورچزه مشمه یگ کوچکئ زر خزه نو بئ موچ شه؟

ور چزه مثلا رئیس الذاکرینئ که چن دهه از زندگی خوا ور ته بالا کردن ادبیات سیستونی شته بشه از جماعت سیستونی غصّه بشیه نو ایطو شعرئ بگه :


وه تین نفت بیت ذاکرانی      کسئ مئض شفا خودخوا نمشوره

اگه بودّ بزنه رو دفتر شعر     کسئ جز مرده شو سر نه نمجوره



وه مند مه، مشمه باسته که وه فکر گسترش لبظ خوا در میون نسل جوون و ترنگون سیستونی بشه نو نسل سیستو شناس و سیستو دوست جدیدئ ره پو وه جئگه بکنه، در ای زمونه که کمتر ببو موکه خئ گوچه خوا وه سیستونی گپ مزنه، مشمه باسته که تلاش بشترئ دشته بشه نو نلّه که زوون بپور بی بی گون مشمه از اوش خورککو بریه.




برچسب‌ها: لبظ سیستونی, غلامعلی رئیس الذاکرین دهبانی, ویکی پدیا سیستانی
+ نوشته شده در  92/02/24     | 

چالش های پیش روی تدوین رسم الخط سیستانی


 پيام سيستانی


سال هاست که بحث رسم الخط يکی از بحث های جنجال برانگيز پژوهش گران ، اديبان و زبان شناسانان سيستانی ست . بحثی که تا هنوز هم ادامه دارد و تا فردا نيز ادامه خواهد داشت . می دانيم که خط وابسته به نوشتن است و نوشتن نيازمند موادی به نام " نوشته " و " نوشتار " است و آن چه امروز منظورمان از نوشتار و نوشته است ، مکاتبات اداری يا چند خط نامه نيست ، بلکه منظورمان متن های ست که ما به آن ها نظم و نثر می گوييم . نثری که می تواند اثری هنری مثل داستان ، قصه و يا رمان باشد و يا جستاری علمی و يا نوشته ای روزنامه ای . بخش ديگر آن نيز نظم است . به ديگر سخن شايد انباشت توليدات ادبی و ضرورت ارائه ی آن يکی از دلايل بنيادين دغدغه ی رسم الخط باشد . اکنون اين پرسش پيش کشيده می شود که براستی انباشت کدام توليدات ادبی ـ مخصوصن نثر که نماينده ی راستين ساختمان زبان است ـ ضرورت بنيادين و نياز اصلی گويش سيستانی به داشتن رسم الخطی مستقل است ؟ ( به اين پرسش پسين ترها پاسخ خواهم داد ).

 

تدوين رسم الخط



همان گونه که می دانيد امروزه دوستان ما برای نوشتن متن هايی به گويش سيستانی از دو گونه الفبا بهره می گيرند ، يکی الفبای عربی / فارسی و ديگری الفبای لاتين . الفبای عربی / فارسی گاه با اعراب گذاری استفاده می شود و گاه بی اعراب و الفبای لاتين نيز گاه به صورت فنگليش است و گاه به گونه ای علمی که به آن آوانويس می گويند . اکنون می خواهيم نخست کاستی ها و برجستگی های هر کدام را برسی کنيم و سپس بدون پيش داوری ببينيم آيا وجود کدام ضروری است و اصلن می توان برای نظم و نثر نيز از اينها سود جست يا نه .

دستگاه آوايی و صوتی گويش سيستانی از آن جايی که دستگاهی بسيار پيچيده و گاه قانون گريزی ست و گويش سيستانی نيز در ساخت واژه و جمله ، اتکای بسيار زيادی به ساختمان آوايی و صوتی خود دارد و به صورتی افراطی از کشش های آوايی و جابه جايی اصوات بهره می گيرد و نيزاز آن جايی که بسياری از ويژگی های فراموش شده ی زبان های کهن را حفظ کرده است ، به آسانی تن به نوشتار با الفبای فارسی / عربی نمی دهد . از سوی ديگر الفبايی که امروزه ما برای نوشتن نظام آوايی زبان فارسی بهره می گيريم ـ هرچند کاستی هايی نيز دارد ـ اما ما برای نوشتن و ثبت نظام آوايی زبان پارسی چندان دچار سردرگمی و مشکل نمی شويم اما همين الفبا حتا با بهره گيری از اعراب گذاری نيز در بسياری جاها ما را برای ثبت چند واژه ياری نمی دهند چه رسد به ثبت چند خط شعر . تازه اين در صورتی ست که ما از همه ی امکانات الفبايی زبان پارسی بهره بگيريم در صورتی که طبق قائده ی نوشتاری ی بسياری از پژوهش گران و زبان شناسان سيستانی بايد چندين حرف هم صدا مثل انواع" ع " غ " ز" ط "س " ، ه " و..را نيز حذف کرد و همه را به يک شکل و قيافه در آورد و نوشت . برای نمونه همان گونه که پيش تر ها نيز گفتم بايستی طبق اين قايده عشق را " اشغ " يعقوب ليث صفاری را اغوب ليس سفاری ، علی را " الی " و... نوشت . ( اکنون تنها به بررسی خوب بودن يا نبودن ، به جا بودن يا نبودن و کارا بودن يا نبودن همين يک نکته می پردازم و باقی نکات را در نوشته های پسين پی می گيرم ) .

 

رسم الخط



بيش ترين کسانی که از اين روش بهره می گيرند پژوهش گران و زبان شناسانی هستند که گستره ی کارشان بيشتر فرهنگ نامه نويسی و گردآوری لغات سيستانی ست و کم تر در حوزه ی شعر و ادبيات به صورتی حرفه ای کار کرده اند . از ديد اين نويسندگان نظام آوايی چونان اعداد رياضی هستند و کارکردهاي مشخصی دارند و برای اين گروه زبان همان پيکره ی بيرونی ست که ديده و شنيده می شود . ـ البته نسبت به تعريف بيرونی ی زبان شناسی از زبان سخنشان تا اندازه ای هم درست و به جاست ـ اما درستی اين سخن به گمان بنده در مورد زبان های قائده مندی که از دير باز دارای ادبيات نوشتاری ، شنيداری و رسم الخط بوده اند به جا و درست است نه در مورد گويشی چونان گويش سيستانی که نه سابقه ی ادب نوشتاری دارد و نه استقلال زبانی واز نظر زبان شناسان نيز زير مجموعه ای از زبان فارسی به شمار می رود .
و تمام بررسی ساختمان آن به چند جستار ، پايان نامه و چند کتاب خلاصه می شود . آن هم کتاب هايی که در همين يکی دوسال اخير نوشته شده است و بهترينشان نيز دو جلد کتابی ست که جناب غلام رضا عمرانی نوشته است . اما همين چند جلد کتاب را هم که می خوانی در پايان کار تازه می فهمی که هيچ چيزی در باره ی ساختمان آن نمی دانی .

ديگر اين که پيش نهاد دهندگان و رهروان چنين طرح هايی نخست بايستی به پرسش هايی بسياری پاسخ دهند ، از جمله اين که هدف از اين کار چيست ؟ آيا اين روش می تواند باعث زايندگی زبانی و نيز آسان شدگی برای يادگيری ، نوشتار و از همه مهم تر آفرينش ادبی بشود ؟ آيا هدف از اين شيوه تنها ثبت واژگان سيستانی آن هم در فرهنگ نامه هاست يا آموزش آن برای خواندن ونوشتن ؟ يا اين که اين شيوه ی نوشتاری چه امکانات و توان هايی را به شاعر يا نويسنده ی سيستانی می دهد ؟

بنده پس از سال ها مطالعه ی نوشته های اين گروه و نيز هم سخنی با بسياری از اين پژوهش گران به برجستگی ها و کاستی های اين شيوه ی نوشتاری می پردازم .

 



نخست اين که شايد اين روش برای زبان شناس و پژوهش گر فرهنگ نويس روشی پسنديده و آسانی برای طبق بندی ، بررسی و ثبت واژه ای باشد و اين شيوه نه تنها برای پژوهش گر واژگانش خسارت زا نباشد بلکه ويژگی و برجستگی ای نيز به او و اثرش بدهد چرا که فرهنگ نامه ها ما تنها با پيکره ی واژگان سروکار داريم نه با جان و جهان واژگان . اما به گمان من اين شيوه از آن جايی که بسياری از امکانت و توان های زبانی شاعر را از او می گيرد برای شاعر و شعر خسارت زاست . برای نمونه بسياری از صناعات ، بازی ها و ترفند های ادبی ای که وابسته به ساختمان بيرونی و گاه نيز درونی زبانند از شاعر گرفته می شوند و پيکره ی بيرونی شعر از آنان محروم می شود و در بلند مدت با شعری فاقد از هرگونه صنعت و ترفندی روبه رو خواهيم شد که تنها وابسته به معنا خواهد شد . ديگر اين که درست خواندن ، درست نوشتن و لذت بردن از متن را ناخواسته از خواننده می گيريم ، آن هم خواننده ای که عمری " عشق " را تنها با ديدن واژه ی عشق که از سه حرف : " ع ، ش و ق " دريافت کرده و می کند . به ديگر سخن ، بخش چشم نوازی يا هنر بصری و ديدنی به ضد هنر تبديل می شود و به دلزدگی و رمندگی خواننده می انجامد .

ديگر اين که بنياد و هدف بنيادين فرهنگ نامه ها ثبت واژه و انتقال معناست اما هدف شعر معنا آفرينی ، انتقال حس و شور و نيز لذت آفرينی ، خلق فضايی تازه و انتقال همه ی اين ها به وسيله ی مجموعه ای در هم تنيده و ساختارمند از جهان بيرونی و درونی زبان است ، جهانی که گاه با جهان و حتا بار معنايی و حافظه ی خودکار شدگی و شناخته شده ی زبان نيز در تضاد است ، در اينجاست که شعر و شاعر و نيز خواننده به شدت با اين شيوه ی پيشنهادی پژوهش گرايانه دچار مشکل و درد سر می شوند . از همه مهم تر خواننده ای که يکی از مهم ترين دلايل سرايش و شايد ميراث دار اصلی شعر است ، آن هم خواننده ای که هنوز در آغاز خوگرفتن با خواندن شعری به نام شعر سيستان است و تمامی عمر شعرخوانی اش بيش از چند دهه نيست و چشم و زبانش هنوز به خواندن شعری به گويش مادری اش عادت نکرده است . گويشی که همان گونه که پيش تر گفتم تمامی سواد و تجربه ی شعريش در چند جلد کتاب کورنامه ، پنج ارغن و خال کجک خلاصه می شود ... .




برچسب‌ها: رسم الخط سیستانی, پیام سیستانی, غلامرضا عمرانی, شعر و نوشتار
+ نوشته شده در  92/02/23     |